معين الدين محمد زمچى اسفزارى

221

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

مثنوى : « 1 » در سماوى شناخته به تمام * راز افلاك و انجم و اجرام در سياقت بيك صرير قلم * باز كردست گوش جذر اصمّ ] « 2 » ديگر : از فحول علما مولانا كمال الدين شيخ حسين در فنون علوم و اقسام فضايل و تجرد و در اساليب حكم و تفرد در قواليب كمال نظير خود نداشت ؟ . و در امور اعتبارى و مناصب جاه و مراتب اختيار در مهمات ملكى و مالى در زمان سلطان سعيد شهيد سلطان ابو سعيد « 3 » و چه در ايام خلافت همايون بمرتبه رسيد كه هيچيك از اركان دولت در اشغال شرعى و عرفى بىاراده او مجال مداخلت كم بودى « 4 » [ و حالا در تمامى ممالك عالم از علماى مدقق كسى كه نشان ميدهند غالب آنست كه شاگرد او باشد ، و در جميع علوم سرآمد اقران بود . و در زمان سلطان سعيد خليل هندو كه هرات را محاصره كرد مولانا شيخ حسين بروجهى محافظت هرات نمود كه حق قلعه‌دارى همان تواند بود كه مردم بىباك كه از كشتن و سوختن انديشه نداشتند از شنيدن نام او بىتاب ميشدند ] « 5 » بعد از آنكه مولانا شيخ حسين را « 6 » از احتساب معاف داشتند مولانا نظام الدين احمد خوافى را كه مرد « 7 » عالم و فقيه و حليم و متقى بود محتسب ساختند هرجراحتى

--> ( 1 ) - اين دو بيت در نسخه مك ضمن شرح احوال خواجه غياث الدين پيراحمد خوافى نوشته شده و چنانچه ملاحظه مىشود ذكر اين اشعار در آنجا به هيچ وجه مناسبت نداشته است بنابراين نسخه مج اصح است . ( 2 ) - تا اينجا از زيادات نسخه مج مىباشد . ( 3 ) - مج : سلطان سعيد سلطان ابو سعيد و چه . مك : سلطان سعيد شهيد و چه . ( 4 ) - عبارت : [ و حالا در تمامى ممالك عالم از علماى . . . نام او بىتاب مىشدند ] از زيادات نسخه مج مىباشد . ( 5 ) - تا اينجا از زيادات مج مىباشد . ( 6 ) - مج : مولانا شيخ حسين را از . مك : مولانا را از . ( 7 ) - مج : كه مرد عالم . مك . س : كه عالم .